درود بر شما خوانندگان گرامی مقالات “همدم”.
امروز قصد داریم با شما درمورد موضوع “وفاداری” در چهارچوب زندگی زناشویی صحبت کنیم.
حقیقت این است که میشود در این مورد با الفاظ و ادبیات کلیشه ای و تکراری صحبت کرد و بدون عمق یابی و کاوش ژرف موضوع، چند آیه را هم از کتاب مقدس به چنین مقاله چسباند اما هدف ما از نوشتن این مقاله، این نیست بلکه قصد داریم موضوع را مقداری حقیقی تر و عملی تر با شما بررسی کنیم.
به یاد داریم که یکی از ما چند سال پیش در مراسم عقد مسیحی یک زوج، به عنوان واعظ مراسم از این گفتیم که حالا در قرن بیست و یکم، ازدواج لزوما یک اجبار یا سرنوشت محتوم برای تمامی انسانها نیست بلکه ازدواج یک انتخاب و یک گزینه است، یک تصمیم جدی که لازم است قبل از انجام خوب مزه مزه اش کنیم و با چشمانی باز به استقبالش برویم.
جامعه در گذشته برای یک مرد و زن بدون ازدواج و تشکیل خانواده عملا هویت و ارزشی قائل نبود بنابراین طبیعی و حتا لازم بود که افراد با رسیدن به سنین جوانی ازدواج کنند و در حقیقت چاره دیگری جز این وجود نداشت، تنها اقلیت جزئی از جامعه بودند که جامه رهبانیت یا طریقتهای معنوی و عرفانی اختیار میکردند و تنها عدم ازدواج آنها برای اجتماع قابل فهم و پذیرفته شده بود اما اکنون اوضاع به این شکل نیست و به دلایل گوناگون فرهنگی و اجتماعی، امروزه اوضاع فرق کرده و ازدواج نه یک اجبار بلکه یک امر اختیاری است.
حالا چه ارتباطی میان موضوع “وفاداری” و تغییر شرایط اجتماعی دنیا هست؟
ببینید احتمالا کسی من و شما را اجبار نکرده بود که ازدواج کردیم و تشکیل خانواده دادیم. (البته احتمالا_ به ویژه گاهی خانمها هنوز با درجاتی از اجبار تن به ازدواج میدهند)
وقتی ازدواج میکنیم نسبت به هم “متعهد” میشویم و طبیعتا یکی از مهمترین این تعهدات، “تعهد وفادار ماندن به هم” است. نه تنها به جهت ارتباط جنسی و عاشقانه بلکه از این نظر هم که به لحاظ “فکری” هم به یکدیگر “وفادار” بمانیم.
اگر آمادگی دادن این تعهد را برای یک عمر و در نتیجه سالهایی طولانی نداریم بهتر هست تن به ازدواج کردن ندهیم. (توصیه ای برای آنان که هنوز ازدواج نکرده اند)
صحبت از بی بند و باری خارج از چهارچوب ازدواج نیست بلکه صحبت از قدرت انتخابی هست که امروز انسانها بیش از گذشته دارند که متاهل بشوند یا مجرد بمانند. اگر ماندن در این تعهد و وفاداری برای ما آسان نیست پس اگر هنوز مجردید بهتر است تا رسیدن به این وضعیت فکری، از ازدواج کردن پرهیز کنید.
در کتاب مقدس و ایمان متبلور در آن، “وفاداری” جایگاه بسیار بالا و رفیعی دارد و اصولا نخست این خود خداست که از وفاداری و محبت وفادارانه خود به ما سخن رانده است و ضمنا در کتاب مقدس نوشته شده که او تا چه اندازه هم وفاداری و تعهد ما را میطلبد. جالب آن است که یکی از واپسین کتابهای عهد عتیق با هشدار به شوهرانی همراه هست که به زنان خویش “وفادار” نیستند.
حال چنانکه ازدواج کرده ایم لازم است اهمیت “وفاداری” را در این چهارچوب یکبار دیگر در آیینه کتاب مقدس مرور کنیم و جلوی هر رخنه فکری نادرست را که نقطه مقابل وفاداری به همسرمان هست با قوت روح القدس سد کنیم.
امروز بی وفایی و عدم تعهد به زناشویی در ایران و بسیاری از نقاط دیگر جهان بسیار فراوانی یافته است و متاسفانه چنین رفتاری پنهان و آشکار در برخی تلویزیونها و در فضای اینترنت رواج داده میشود و بروز پیدا میکند.
به این جهت موضوع وفاداری زوجها به هم نیاز بیشتری به توجه، دقت،حفظ و حراست و تعهد پیدا کرده.
متاسفانه زوجی که گفتیم یکی از ما واعظ مراسم ازدواجشان بودیم مانند بسیاری از زوجهای دیگر پیرامون من و همسرم، چندی پیش از هم جدا شدند.
به خاطر میاورم که چند سال پیش که اختلافاتشان را به ما اطلاع دادند، میگفتند دیگران (حتا برخی کلیساروندگان) به آنها میگویند: اگر از زندگیت خوشحال نیستی خوب جدا شو!
این زوج هم به محتوای وعظ من توجه کافی نکردند. چرا باید کاری بکنی که در میانه راه از انجام و ادامه آن باز بمانی؟ (کم بیاری)
کیست از شما که قصد بنای برجی داشته باشد و نخست ننشیند تا هزینه آنرا برآورد کند و ببیند آیا توان تکمیل آنرا دارد یا نه؟
زیرا اگر پی آنرا بگذارد اما از تکمیل بنا درماند، هر که بیند، استهزا کرده، گوید: این شخص ساختن بنایی را آغاز کرد اما از تکمیل آن درمانده است.
(انجیل لوقا28:14_30)
وفاداری همانطور که قبلتر هم برایتان نوشتیم، حتا بیش از جنبه ها و ابعاد ظاهری، دارای ابعاد فکری است و این یعنی اگر فکرت درست باشد و در فکر و ذهن و قلبت این تعهد را به خودت داده باشی که به همسرت وفادار بمانی، در عمل هم به او وفادار خواهی ماند.
میان “محبت” به عنوان مهمترین عنصر زندگی زناشویی و “وفاداری” ارتباط مستقیم وجود دارد، نه تنها ارتباط وجود دارد بلکه به عبارتی دیگر اینها در زندگی زناشویی لازم و ملزوم هم هستند و ما اگر به همسرمان محبت داریم و عاشقش هستیم به او عمیقا وفادار هم هستیم و اگر به او وفادارهستیم پس به او محبت عمیقی نیز داریم.
در کتاب مقدس “محبت” و “وفاداری” بارها با هم و در کنار یکدیگر آورده شده اند. درست مانند یک خواهر و برادر یا اعضای یک پیکر واحد.
از وفاداری و محبت من برخوردار خواهد بود…
(مزمور24:89)
بنابراین لازم است یکبار دیگر روی این ارزش حقیقتا خدایی یعنی “وفاداری” عمیق بشویم و میزان وفاداری خود را در ارتباط با همسرمان بسنجیم و حتا ارتقا بدهیم. شاید بپرسید که خوب من به همسرم وفادارم، پس چطور میتوان در وفاداری رشد کرد؟
پاسخ در وجوه فکری وفاداری میتواند باشد و همینطور در رفتارهای وفادارانه ای که در جزئیات، عشق ما را به او نشان میدهد مثلا اینکه وقتی او جایی با ما نیست چقدر از او یاد میکنیم و به فکرش هستیم یا حتا وقتی همسرمان با ما در جایی هست، به لحاظ میزان توجهی که به او نشان میدهیم. همینطور وفاداری در نحوه مواجهه و واکنش ما به رفتارهای گستاخانه افرادی که حریم و چهارچوب زناشویی ما را جدی نمیگیرند و بیش از اندازه و با نیات نادرست به ما نزدیک میشوند، کسانی که برای پیوند ما و همسرمان احترام و ارزش قائل نیستند و گاه مانند گرگ درنده به ما و حیات و زندگی زناشوییمان نزدیک میشوند، در چنین مواجهه هایی است که میزان وفاداری ما خود را نشان میدهد و به اثبات میرسد.
همینطور این پرسش که با چنین کسانی چگونه برخورد میکنیم و نحوه مواجهه ما با چنین رفتارهایی چگونه است. اینها از جمله مهمترین معیارهای وفاداری ماست.
همینطور وفاداری فکری و ذهنی ما به همسرمان که اولویت دارد و در بسیاری از اوقات تعیین کننده میزان و شکل وفاداری عملی ما به او خواهد بود.
به فیض خدا در آینده باز به موضوع وفاداری باز خواهیم گشت و از زوایای مختلف آنرا بررسی خواهیم نمود.
پس تا آن زمان شما را به خدای مهر و وفا میسپاریم.
