آیا تا به حال شده است که با همسر خود مسابقه بدهید؟
آیا در تعطیلات، در اوقات فراغت، در سفر و در گردهماییهای خودمانی همراه با همسر خود به بازیها، گیمهای کامپوتری، مسابقهها و رقابتهای دوستانه که به منظور سرگرمی و تفریح برگزار میشوند پرداختهاید؟ چنانچه به عنوان زوج چنین تجربهای داشتهاید، حتما میدانید که اینگونه فعالیتها در روحیه ما بسیار تأثیرگذارند. وقتی زن و وشوهر به تنهایی یا به همراه فرزندان و دوستان و آشنایان به چنین سرگرمیهایی میپردازند، به استقبال شادابی، صمیمیت و گرمای بیشتری در روابط زناشویی و خانوادگی خود میروند. اما اگر رقابتی واقعی بین زن و در جریان باشد چگونه خواهد شد؟ آیا چنین امری یک نکته مثبت قلمداد میشود، یا منفی؟ در این مقاله که از سری مقالات «همدم» میباشد، میخواهیم به موضوع رقابت ناسالم بین زوجین بپردازیم. مسلما، تا زمانی که رقابت بین زوجین در چهارچوب بازیهای دوستانه و نیز در مسیر دستیابی به یک مهارت مشترک باشد، امری مثبت و سازنده است، اما اگر از این چهارچوب خارج شده و به نحوی وارد حوزههای مختلف زندگی بشود که زن و شوهر از نظر عاطفی درگیر آن بشوند و به قول معروف «زیادی آن را جدی بگیرند»، به طور حتم امری ناسالم و مخرب به شمار خواهد آمد.
در این حالت یک تیم بودن زن و شوهر از بین میرود و هر کس به فکر پیروزی خود خواهد بود. این کاملا در تقابل با مفهوم و معنای ازدواج، یکی شدن و «ما» بودن زن و شوهر میباشد. اولویت زوجین دیگر با «من» خواهد بود و نه با «ما». از آنجایی که رقابت ناسالم یک رفتار پنهان و درونی است و شاید زوجین هیچگاه به صورت علنی دربارهاش صحبت نکنند، بنابراین شاید نتوان درباره آن آمار دقیقی ارايه داد، اما نتایج تحقیقات روانشانسی نشان میدهد که رقابت ناسالم بین زوجها میتواند تأثیرات مخربی بر زندگی مشترک آنها داشته باشد. در نتیجهٔ چنین رقابتی، رضایت از زندگی مشترک کاهش مییابد. هنگامی که زن و شوهر به صورت دائمی درگیر جنگ قدرت هستند، دستاوردهای همسرشان کم اهمیت جلوه میکند و مکالمات روزمره به کنایه و انتقاد کشیده میشوند. شمار مشاجرهها و درگیریهای میان زوجین بالا میرود و حسادت و عدم همدلی میانشان حاکم میشود. پیامد این اتفاقات رخت بربستن احساس آرامش و خوشبختی از زندگی ایشان است. وقتی رقابت ناسالمی در روابط زناشویی شکل میگیرد، یکی از طرفین یا هر دو طرف میخواهند برنده باشند. در این صورت اگر بحثی بین زن و شوهر دربگیرد، در پایان همیشه باید یک برنده وجود داشته باشد. فرد نمیتواند قبول کند که ممکن است همسرش درست بگوید یا به قول معروف حق با او باشد. مورد بعدی که میتوان ذکر کرد این است که در این حالت، آنها از پیشرفتهای شخصی همسرشان در زمینه کاری، درسی و اجتماعی خشنود نمیشوند. ایشان مرتب تلاش میکنند تا درآمد بالاتر و بیشتری نسبت به همسرشان داشته باشند. حتی ممکن است در تربیت فرزند هم با یکدیگر رقابت کنند. برای نمونه، وقتی همسرشان به صورت انفرادی برای فرزندشان هدیهای تهیه میکند، در جهت رقابت با وی، هدیهای بهتر برای فرزندشان آماده میکنند و حتی ممکن است به فرزندشان باج بدهند تا به اصطلاح مامان یا بابای بهتر و محبوبتری باشند. در روابط اجتماعی و دوستیها نیز ممکن است تلاش کنند تا تحسین دیگران را جلب کنند و در مرکز توجهات قرار بگیرند. در این مقاله به دلایل اینکه چرا افراد در دام رقابت ناسالم میافتند نمیپردازیم، چرا که این موضوع از بحث ما خارج است، اما بیایید با هم نشانههای این معضل را شناسایی میکنیم و اگر چنین رفتاری در ما، یا در همسرمان وجود دارد دربارهٔ آن باز اندیشی کنیم و راه حلی برایش بیابیم. چرا که، همانطور که در ابتدا گفتیم، وجود یک رقابت ناسالم در میان زوجین «ما» بودن ایشان را خدشهدار میکند و به شکل روشنی به رابطهٔ ایشان ضربه میزند.
اما در اینجا به اختصار و فهرستوار به چند راه حل اشاره میکنیم: اول از همه باید ریشه این مشکل را پیدا کرد. حس ناامنی و عزت نفس پایین میتواند از ریشههای این رقابت ناسالم باشد. بنابراین گفتگوهای سازنده که در محیطی آرام و به دور از تنش باشد میتواند فضایی ایجاد کند تا زن و شوهر در این باره با هم صحبت کنند و به درک متقابلی از یکدیگر دست بیابند تا سوتفاهمها برطرف بشوند. گام دیگری که میتواند تأثیرگذار باشد، نگاهی دوباره به مفهوم ازدواج و رابطه زناشویی بر اساس یک «تیم بودن» و «ما بودن» زن و شوهر است. باور اینکه زن و شوهر رقیب یکدیگر نیستند، بلکه به عنوان یک تیم، پیروزی یکی پیروزی دیگری نیز خواهد بود. گام بعدی این است که نقاط قوت همسر خود را شناسایی و به جای رقابت با او در آن زمینه، او را احترام کنیم. مثلا، اگر زن هستیم و شوهرمان در آشپزی سرآمد ماست یا سلیقهٔ بهتری نسبت به ما در دکوراسیون خانه دارد، به او افتخار کنیم. اگر مرد هستیم و همسر ما در زمینه مدیریت مالی یا امور فنی سررشته بیشتری دارد، آن حقیقت را بپذیریم و خود را خوار شده نبینیم. بیاییم برتری همسر خود را در یک زمینه خاص بپذیریم. و در پایان، پیروزیها و موفقیتهای همسرمان را جشن بگیریم. بیایید به جای اینکه رقیب همسرمان باشیم و به او حسادت کنیم، در عوض مشوق و همراه او باشیم. بیایید به او آفرین بگوییم. در این صورت حس همکاری، اعتماد و صمیمت بیشتری در رابطه زن و شوهر پدید میآید و زن و مرد، نه تنها در رابطهٔ زناشویی، بلکه در زندگی شخصی و در مهارتهای فردی نیز رشد و پیشرفت خواهند داشت.
