در مقالۀ پیشین به طور خلاصه به معضل پنهانکاری میان زن و شوهر و پیامدهای آن پرداختیم. چنانکه گفتیم هر رازی روزی برملا خواهد شد. روشن است که آن روز لطمهٔ سختی به اعتماد زوجین و شراکتی که در ازدواج وجود دارد، وارد خواهد شد. در این مقاله میکوشیم تا به چارهٔ این معضل بپردازیم و ببینیم که چگونه میتوان راهکاری جست تا زن و شوهر بتوانند بدون «پنهانکاری» به زندگی مشترک خود ادامه دهند.
در مقالهٔ ۱ به بعضی از دلایل «پنهانکاری» اشاره کردیم. خودرأی و سختگیر بودن، ناسازگاری و کوتاه نیامدن در رابطه، خشونت و زورگویی یا زودرنج و متوقع بودن میتواند ریشهٔ پنهان کاری طرف مقابل باشد. اما چه باید کرد تا همسر ما تن به پنهانکاری ندهد؟
شاید فکر میکنید که تقصیرکار اصلی آن زن یا شوهری است که خصوصیات بالا را از خود بروز میدهد. درحالی که هر دو طرف میتوانند به نوعی مقصر باشند. میپرسید چگونه؟ در مقالۀ شمارۀ یک با موضوع «پنهانکاری»، مردی را مثال زدیم که علیرغم اینکه میبایست در پایان ساعت اداری به خانه بازگردد، به همسرش میگوید که آن شب کارش بیشتر طول میکشد تا بتواند برای تماشای مسابقه فوتبال تیم مورد علاقهاش نزد همکارانش بماند. در این مثال، شوهر میتوانست با همسر خود روراست باشد و اوقات تلخی احتمالی همسر خود را برای دیدن مسابقه، به جان بخرد. زن هم میتوانست گاهی به شوهر خود این فرصت را بدهد که او با همکارانش مسابقه فوتبال تماشا کنند یا اینکه خودش حاضر باشد شوهرش را برای دیدن مسابقه همراهی کند و فضایی را ایجاد نماید که او بتواند در خانه و کنار خانوادۀ خود مسابقه را تماشا کند. بدین ترتیب، شوهر برای چنین موضوع کماهمیتی به «پنهانکاری» تن نمیداد.
اگر ما شخصیتی کنترلگر داشته باشیم و بخواهیم همه چیز زندگی همسر خود را کنترل کنیم، و طرف مقابل ما هم زیاد اهل جنگیدن با ما بر سر سلیقه و نظر خود نباشد، ممکن است تا مدتها برای خوشایند ما، آنطور که دوست داریم رفتار بکند، ولی شاید روزی فرا برسد که از آن شرایط خسته شود و بخواهد کاری را که دل خودش میخواهد انجام دهد. در این صورت احتمالا او با شخصیت آرام و سربهراهش حال و حوصله کلنجار رفتن با ما را نخواهد داشت و به قول معروف به جای ایستادن رودرروی ما، خواسته خود را به شکل زیرآبی انجام خواهد داد! مثلا اگر مردی همیشه در مورد لباسهای همسرش نظر خود را تحمیل کند، ممکن است سرانجام روزی همسرش مدل و رنگ مورد علاقۀ خود را تهیه کند، اما چون حوصله رویارویی با بدخلقی شوهرش را ندارد، به وی بگوید که خواهرش این لباس را برای او خریده و درست نیست آن را برگرداند یا در فروشگاه تعویضش کند. البته زن و شوهر باید به طور کلی بر سر نحوۀ پوشش خود تفاهم داشته باشند، اما اینکه همیشه یک طرف مطابق سلیقۀ طرف مقابل لباس بپوشد، موضوع پسندیده و جالبی نیست. بنابراین یک زوج باید قادر باشند بدون ترس از رنجاندن یکدیگر و بهدور از دلهره و نگرانی از واکنش تند و خشن، احساسات، نیازها و خواستههای مشروع خود را با همسرشان درمیان بگذارند. زنان و مردان باید با فروتنی و با درنظرگرفتن نفع همسر خود، با او همذات پنداری کرده و محیطی را فراهم آورند که همسرشان بتواند به خواستۀ خود برسد. چنانکه در نامه اول پولس به قرنتیان 10:24 آمده است: «هیچکس در پی نفع خود نباشد، بلکه نفع دیگران را بجوید»
اما آیا «پنهانکاری» یک فرد همیشه به خاطر رفتار طرف مقابل است؟ آيا کسی که به دور از چشم همگان درگیر رابطهای خارج از ازدواج میشود، یا با مخفیکاری وارد تجارتی نادرست و ناپاک شده، یا به مصرف مواد مخدر رو میآورد، تقصیر همسر وی است؟ خطوط قرمز ازدواج، به ویژه ازدواج مسیحی روشن و شفاف است. و در زمینهٔ موارد سلیقهای، اگر زن یا شوهری پیش از ازدواج دربارهٔ خط قرمزها و حساسیتهای خود با همسرش صحبت کند و آنها با هم تصمیم گرفته و بر سر خطوط قرمز توافق کنند و با این حال پس از ازدواج یکی از طرفین زیر قول خود بزند، آنگاه گناه همسرش چیست؟ پر واضح است که بعضی از پنهانکاریها از روی خودخواهی و سودجویی یکی از زوجین رخ میدهد. اگر زن یا مردی گناهی مرتکب شود و سپس از ترس از دست دادن همسرش، دروغ بگوید و مخفیکاری انجام دهد، خود او مقصر است که تن به خواهش نفس داده و نسبت به همسر خویش گناه ورزیده است. اوست که عهدش را زیر پا گذاشته است.
آنچه به ما کمک میکند تا همیشه در نور و شفافیت قدم برداریم، این است که هرگاه وسوسه انجام کاری به سراغمان میآید که میدانیم همسرمان هرگز قبول نمیکند و مجبور خواهیم شد تا آن را از وی پنهان کنیم، بهتر است اول به نتیجه آن پنهانکاری فکر کنیم. به این بیاندیشیم که عیسای مسیح حکمت خود را با ما در میان گذاشت و فرمود که هر رازی روزی فاش خواهد شد. پس اگر راز ما برملا شود، چه بر سر رابطه زناشوییمان خواهد آمد؟ آیا همسرمان میتواند آن را تحمل کند؟ به طور حتم، بعضی از پنهانکاریها بر سر مسائل جزيی هستند و تنها به این خاطر که ما حاضر نشدهایم در کمال راستی با بهای تصمیم خود روبرو بشویم، دست به مخفیکاری زدهایم. شاید این پنهانکاریها پس از برملا شدن، خانمان برانداز نباشند، اما همین رازهای کوچک نیز وقتی رو میشوند، باعث از بین رفتن اعتماد و صمیمیت میان زن و شوهر خواهند شد و ساختن دوبارهٔ دیوارهای اعتماد کار دشواری است. البته بعضی دیگر از این پنهانکاریها چنان آسیبزننده و مصیبتبار هستند که فاش شدن آنها همانا و طلاق و جدایی و حتا نفرت همانا.
پس برای حفظ رابطۀ زناشویی خود، گاه باید حاضر به فداکاری باشیم و چنان فضای صمیمی و مثبتی را ایجاد کنیم که همسرمان بتواند هر درد و مشکل و یا هر تفاوت فکری و اعتقادی خود را با ما در میان بگذارد. به علاوه همیشه باید به خاطر داشته باشیم که اگر رازی را از همسر خود پنهان کنیم، ممکن است آن راز روزی آشکار شود و برملا شدن آن نه تنها به رابطه زناشویی لطمه وارد میکند، بلکه رابطهٔ ما را با خدایی که سراسر نور و راستی است نیز تیره خواهد ساخت. بنابراین شاید فکر کنیم که به نفع خود مخفیکاری کردهایم، اما در نهایت بیش از همه به ضرر خودمان تمام خواهد شد.
