در قسمت نخست، پدیده ای با عنوان “چسبندگی بیش از اندازه زوجین” و معضلات احتمالی ناشی از آنرا با شما مطرح کردیم.
در این قسمت راه های حل این معضلات را بررسی خواهیم کرد.
برخلاف تصورات اشتباهی که درمورد ازدواج و زندگی زناشویی وجود دارد، زن و شوهرها هم لازم است از “حریم شخصی” برخوردار باشند.
با این نگاه اتفاقا لازم است که زوجها به هم اجازه بدهند که ساعتها و روزهایی در مراوده و تعاملات سالم با دیگران، با یکدیگر به سر نبرند تا بتوانند عشق و همسر زندگی خود را از دور نظاره کنند و خلا حضور او را به صورت موقت بچشند تا به این ترتیب عشقشان تازه بشود و خدا را بار دیگر برای داشتن چنین همسر زیبا، خوب و فهیمی شکرکنند.
برای اینکه بتوانید تصویری درست و واقعی یا دست کم نزدیک به واقعیت از همسر خود داشته باشید لازم است اصل “حریمها” را رعایت کنید.
ما در ازدواج مسیحی (چنانکه در مقاله قبلی نیز بدان اشاره کردیم) متحد و یک تن هستیم اما در عین حال شخصیت و هویت منحصر به فرد خود را نیز داریم و ضامن تداوم این هویت و شخصیت منحصر به فرد از جمله این است که از “حریم شخصی” خودمان بهره مند باشیم. این به معنای روزها دوری از یکدیگر یا عدم اتحاد و پیوند احساسی، فکری و زناشویی نیست بلکه به این معناست که حیطه و حریمی را برای یکدیگر قائل میشویم که باعث میشود در هر تعامل و پیوند مشترک، با احترام و توافق دوجانبه با یکدیگر تعامل داشته باشیم و ضمنا حریم شخصی متعادلی را نیز (البته با لحاظ اصل شفافیت) داشته باشیم.
پنهان کاری ای در کار نیست بلکه “اعتماد” پایه رابطه ماست، امنیت و در نتیجه اعتمادی که در مسیح به ما اجازه میدهد به رشد و تعالی شخصی خود نیز رسیدگی کنیم. رشدو تعالی شخصی که باعث میشود در نهایت از پیوند زناشویی با کیفیت تری نیز بهره مند شویم.
به زبانی ساده تر، خود را بسازیم و از نظر روحانی و روانی در شرایط بهتری قرار بگیریم تا تبدیل به زوج بهتری برای شریک زندگیمان بشویم.
صحبت از لزوم “عادت زدایی” در روابط بین زوجهاست و عادت شدنی که سم روابط زناشویی است. نباید گذاشت که عشق ما با گذشت زمان و در نتیجه داشتن یک زندگی بی هیجان، ناخودآگاه و اعتیادگونه تبدیل به رابطه زناشویی بی نشاط و سردی بشود که در آن ما دیگر قادر به دیدن زیبایی های طرف مقابل نیستیم، دیگر هیجانی برای دیدار هم نداریم و این شرایط باعث میشود حتا فکر کنیم که دیگر عاشق همسر خود نیستیم یا گمان کنیم که زندگی زناشویی همین است: مدتی عاشق میشوی، ازدواج میکنی و بعد از چند ماه یا یکی دو سال، از عشق و احساسات عاشقانه فارغ خواهی شد و یک زندگی منطقی خالی از شور و احساسات را تا پایان عمر در کنار همسرت خواهی گذراند.
ما بدون داشتن هویت شخصی توانا و مستقل، قادر نخواهیم بود که این یکی شدن را به شکلی سالم و پویا به ثمر بنشانیم زیرا مانند نمونه اعلای تثلیث اقدس، قرار است یکی و متحد باشیم اما در عین حال تعریف ویژه خود را نیز حفظ کنیم. در ازدواج موفق مسیحی یکی از ابزار تحقق این مهم، “ایجاد حریمها” به روشی متعهدانه، پویا و آگاهانه است.
اتفاقا آنجاست که فرصت می یابیم دلتنگی برای همسرمان را دوباره تجربه کنیم، به یاد خوبی هایش بیافتیم، زیبایی هایش را به یاد بیاوریم و با همین مقیاس، این فاصله گذاری عامدانه، هوشمندانه و همراه با عشق و وفاداری، فرصتی است برای یادآوری نیکوییها و زیبایی های همسرمان. فرصتی برای تحلیل و درک صحیح رفتارهای او و چرایی برخی تفاوتها که در فکر و رفتار ما وجود دارد.
دوباره به یاد بیاوریم که چرا او را به عنوان شریک زندگی انتخاب کردیم و به این جهت خداوند را شکر کنیم.
برخلاف تعریف سنتی از ازدواج، ازدواج و پیوند زناشویی مسیحی، قبرستانی برای عشقها، امیدها و احساسات پرشور فی مابین ما نیست و لازم است این تعریف کلیشه ای مخرب را از جمله با بهره گیری از اصل ایجاد “حریمهای آگاهانه، متعهدانه و هدفمند” از میان برداریم.
اشتباه نشود، منظور من این نیست که دور شدنها و فاصله گرفتن های زیاد بین زوجها خوب است، برعکس ما توصیه نمیکنیم که طوری زندگی کنید که روزهای متمادی از هم دور باشید یا هر یک علیرغم پیوند زناشویی، زندگی کاملا جدا و مستقل از هم داشته باشید بلکه صحبت از رعایت یک تعادل و حریم عاقلانه و هوشمندانه است که باعث میشود قدر هم را بیشتر بدانیم و تصویر درستی را از هم در ذهن داشته باشیم، درست مانند همان داستان نگاه کردن به تابلوی نقاشی که در ابتدای مقاله نخست درموردش با شما صحبت کردم.
میدانم که شرایط زندگی خانوادگی به ویژه با وجود بودن بچه ها یا شرایط اجتماعی و فرهنگی بسته برخی نقاط ایران مانع از این میشود که زوجها به راحتی اصل حریمها را به اجرا در بیاورند اما فراموش نکنیم که به عنوان ایمانداران به مسیح، دعوت ما این است که پیشتاز رویه های درست باشیم و تسلیم الگوهای غلط فرهنگی جامعه نشویم.
استاد و خداوند زندگی ما مسیح به شاگردانش فرمود که خلا او برای شاگردانش خوب خواهد بود چون تا او نرود، روح القدس بر آنها نخواهد آمد. او فرمود که آنگاه روح القدس چیزهایی را به یاد آنها خواهد آورد و مطالبی را برای آنها مکاشفه خواهد نمود که او پیش از ان درموردشان با آنها سخن گفته بود. (یوحنا7:16_14)
شیرینی و حلاوت زندگی زناشویی ما از جمله متکی به بهره گیری از زمانهایی است که با بهره گیری از حریم های سالم میتوانیم شریک زندگی خود را از دور و در خلایی موقت به معنای واقعی کلمه ببینیم و خوبی ها ونیکویی های او را به یاد بیاوریم و ضمنا راههایی مبتکرانه و نو را برای محبت کردن به او بیابیم تا شور و حرارت و هیجان تازه ای را وارد زندگی زناشویی خود بکنیم.
به این ترتیب و در پایان این مقاله، از خداوند زنده میخواهیم که ما را در ایجاد حریمهای صحیح زندگی زناشویی یاری فرماید.
آمین
