ازدواج کردن کار سختی نیست. منهای مقدمات مالی لازم برای تدارک خانه ای برای زندگی و احتمالا هزینه های برگزاری جشن برای یک زوج ایرانی.
شاید در روزهای نخست و ماههای اول بعد از آن هم مشکل چندانی در بین نباشد چون جذابیت های عاشقانه چنانکه گری چاپمن میگوید در دو سال نخست آشنایی یا ازدواج، میتواند زندگی یک زوج را پوشش بدهد اما بعد از این دو سال است که پرسشی مطرح میشود: حالا چه کنیم؟ در نبود یا با کم شدن احساسات پرشور اولیه، یک زوج چطور به زندگی مشترک و زناشویی خود ادامه بدهند؟ به عبارتی دیگر موتور محرکه زندگی زناشویی ما چه خواهد بود؟ چه چیزی همان شور و احساسات اولیه را در زندگی ما حفظ خواهد کرد و خواهد آفرید؟
یکی از پاسخهای مطلوب به این پرسش، “رشد” است. رشد به این معنا که حالا به جای احساسات پرشوری که به جهت هورمونی و ذهنی کمی فروکش کرده میتوانیم روی رشد در رابطه خود تمرکز کنیم.
قرار نیست همانطور که آغاز کرده ایم ادامه بدهیم. کیفیت تمام امور در زندگی زناشویی ما میتواند و حتا باید رشد کرده، ارتقا پیدا کند.
رشد در شناخت از یکدیگر که نتیجه پختگی بیشتردر رابطه ماست یکی از این موارد مهم میتواند باشد.
لازم است این انتظار را داشته باشیم که یکدیگر را بیشتر بشناسیم و به درک عمیقتری از هم برسیم. در این صورت میتوانیم فهم بیشتری از رفتارها، انتظارات و نیازهای هم داشته باشیم. آیا این نمیتواند زمینه ساز محبت و عشق عمیقتر بین ما باشد؟
رشد دیگر در زمینه روابط عاشقانه و زناشویی است که میتواند شانه به شانه رشد در شناخت از شخصیت یکدیگر در رابطه ما رشد کند. به این ترتیب که اگر خوب به هم توجه کنیم در رابطه جنسی نیز رشد خواهیم کرد. ما میتوانیم به شناخت و فهم عمیقتری از فیزیولوژی بدن همسرمان برسیم که ما را یاری میدهد در این نوع از رابطه نیز رشد کنیم.
رشد دیگر، رشد شخصیتی هر یک از ماست. طبیعی است که با پتاسنیل هایی که خدا به ما داده و حمایتهای روح خدا، قرار است در شخصیتهای خود پخته تر و رشد یافته تر بشویم. این خود میتواند زمینه ساز رشد در رابطه ما با یکدیگر بشود.
به طور مثال وقتی صبورتر میشویم که یکی از مهمترین نشانه های رشد شخصیتی در یک انسان است، طبیعتا در رابطه با همسرمان موفق تر هستیم چون میتوانیم برای دیدن تغییرات در همسرمان بیشتر صبر کنیم. میتوانیم به او زمان بدهیم که با یاری روح خدا به مرور رشد کند. (همانطور که روح خدا این فرصت را به ما نیز میدهد)
نه تنها انتظار میرود که با گذر زمان فهیم تر و عاقل تر بشویم بلکه این انتظار نیز نابه جا نیست که با گذر زمان به عنوان یک زوج و یک تیم هم فهیم تر و عاقل تر بشویم. دقت کنیم که عهدجدید زن و شوهر را یک بدن میخواند. بدنی واحد که میتواند در اتحاد پیوند زناشویی رشد کند و عاقلتر و پخته تر شود.
در زندگی زناشویی اگر هر یک به جای تمرکز روی نیازها و انتظارات خود از طرف مقابل، روی رشد خودمان متمرکز شویم،
ثمر بسیار بهتری خواهیم دید و فرصت خواهیم یافت تا دررشدی که در زناشویی خود میبینیم دلخوش شویم و شادی کنیم.
وقتی رشد می یابیم، عشق ما نیز عمیقتر، فهیم تر و پخته تر میشود و با وجود فروکش کردن احتمالی احساسات غلیظ ناشی از فعالیتهای هورمونی و مغزی، از رابطه و عشقمان کماکان لذت میبریم و حتا ممکن است بیشتر لذت ببریم.
برای نیل به این مقصود باید تلاش کرد، مطالعه نمود، رشد شخصیتی و روحانی را مدنظر قرار داد. همچنین لازم است که صبور باشیم، معممولا هیچ چیز ارزشمندی بدون صبر و تلاش به دست نمی آید و رشد در روابطمان در زندگی زناشویی نیز مستثنا از این قاعده نیست.
در حقیقت اگر موتور محرکه زندگی با همسرمان را تنها بر احساسات ناخودآگاه و کار نشده خود قرار بدهیم این خطر رابطه ما را تهدید میکند که با فروکش کردن این احساسات تصور کنیم که امیدی برای زندگی مشترک ما وجود ندارد.
در این نگاه، عقل و اراده انسان تابعی از احساساتش فرض میشوند. این در حالیست که احساسات ما که خوب و ارزشمند هستند لازم است هر چه بیشتر در تعامل و مدیریت تعقل و رشد شخصیتی ما درآیند. به این روند رشد، رشد احساسی گفته میشود.
و رشد احساسی یکی از مهمترین نشانگان بلوغ شخصیتی است.
در پیگیری این روند رشدیابندگی زندگیهای مشترکمان بی شک مبتنی بر وعده های خدا، حمایت و لطف او همراه ما زوجهاست. این فیض را دریابیم و برای رشد در زندگی مشترکمان به کار بگیریم.
آمین
او همچنین با قدرت الهی خود، هر چه که برای یک زندگی خداپسندانه نیاز داریم، به ما میبخشد و حتی ما را در جلال و نیکویی خود سهیم میسازد.
دوم پطرس3:1
