سعید و شکوفه درمورد این با هم صحبت میکردند که خانه ای را که در تهرانپارس دیده بودند بخرند یا خانه ای که در خیابان شریعتی دیده بودند و از آن به همراهی املاکی بازدید داشتند را انتخب کنند. انتخاب مهمی بود به ویژه بعد از سالها پس انداز و صرفه جویی.
از زوایای مختلف خانه ها را مورد بررسی قرار دادند و معایب و محاسن خانه ها را کنار هم گذاشتند اما در نهایت به نتیجه نرسیدند چون هر کدام خانه دیگر را در نهایت پسندیده بود و به نظرش گزینه مناسب تری برای خرید میرسید.
اینجا بود که دیگر کم کم صحبتشان به مرحله عصبانیت کشید، صداها بالا رفت و انگار هر یک با توسل به صدای بلندتر میخواست دیگری را قانع کند که حق با اوست.
کار بالا گرفت، به اصطلاح خونشون به جوش اومد و هیچ کدام هم حاضر به کوتاه اومدن نبود. سعید کنترل تلویزیون را که دم دستش بود گرفت و از شدت حرص و ناراحتی به سمت دیوار پرتاب کرد. دیوار کمی خراشیده شد و کنترل هم شکست و به چند تکه تقسیم شد. شکوفه که اینرا دید با عصبانیت رفت توی صورت سعید و…
در میانه یک دعوا و بگو مگوی زن و شوهری، برخی اوقات یک راه خوب و حکیمانه برای پرهیز از درآمیخته شدن گفتگو با رویه های نادرست، حرفهای نسنجیده و افعال غلط و خشن، این است که به آرامی و به شکلی موقت، برای ساعتی یا دست کم دقایقی محل دعوا و بگو مگو را ترک کنیم و از هم موقتا فاصله بگیریم.
چنانکه کتاب مقدس میگوید: نادان در دم خشمش را بروز میدهد، اما خردمند اهانت را نشنیده میگیرد.
امثال16:12
یا
دوری از نزاع، عزت آدمی است اما تن هر نادان برای مجادله می خارد.
امثال3:20
با گذر زمان و فرصت دادن به هم، عصبانیت های طرف مقابل یا هر دوی ما اندکی یا کاملا فروکش خواهد کرد و خواهیم دید که به واسطه مداخله روح القدس و منطقی تر شدن ما، اصولاً برخی فکرها و سخنان ما یا طرف مقابل که ناشی از خشم و عصبانیت بوده مبنا و منطقی نداشته و به این ترتیب روحیه نزاع و درگیری فضای خانه ما را ترک میکند.
این لزوما به معنای پاک شدن یا پاک کردن صورت مسئله و کل اختلاف پیش آمده نیست بلکه به معنای آرام شدن فضا و دوری کردن از “خشم گرفتن” است که اصولا در دیدگاه کتاب مقدسی مفید و سازنده نیست. مسلما با بازگشت جو به فضای عاقلانه و بدون تشنج میتوانیم روی موضوع اختلاف نظر با آرامش بیشتری کار کنیم.
آغاز مشاجره همچون رخنه آب است، پس از آن دست بدار، پیش از آنکه به منازعه بینجامد.
امثال14:17
چنانکه گفتیم، با ترک موقت محل بگومگو همینطور اجازه میدهیم که روح القدس با ما و طرف مقابلمان صحبت کند و به این ترتیب به راه حلهای جدیدی برسیم یا بتوانیم موضوع را بیشتر از دید هم نگاه کنیم و نظراتمان به هم نزدیکتر شود.
بتوانیم دوباره به یاد بیاوریم که برای هم که هستیم، به خاطر بیاوریم که با وجود این موضوع اختلافی، نقاط اشتراک متعدد داریم و از همه چیز مهمتر چقدر یکدیگر را دوست داریم و خداوند را به خاطر وجود هم شاکریم.
برخی اوقات یکی از طرفین دعوا در نزاع های زناشویی، اصرار دارد که علیرغم بالا گرفتن عصبانیت و خشم نباید اجازه ترک محل را به همسرش بدهد. این کاری اشتباه و بازی با آتش است. خوب است که از پیش توافق کنیم در صورت رسیدن کار بحثمان به مرحله پر تشنج و توهین آمیز به هم اجازه بدهیم که بحث و گفتگو را موقتا پایان دهیم بدون اینکه به غلط احساس کنیم این ترک محل گفتگو یا حتا بیرون زدن از خانه، به معنای قهر و بی احترامی است.
لازم است که “خویشتن داری” از جمله با چنین تمهید و راهکاری تبدیل به روال رایج فرهنگ خانوادگی ما بشود به ویژه زمانهایی که همه چیز عالی و درخشان به نظر نمیرسد و تفاوت دیدگاههای ما مشهود و آشکار است.
اما ثمره روح … خویشتنداری است.
غلاطیان22:5
پس لطفا
در مشاجرات خانوادگی
(که به صورت مطلق، معمولا نمیتوان از آن پرهیز کرد)
به خود و طرف مقابلمان اجازه بدهیم که به قول معروف ساعتی بدون حضور ما نفس بکشد و به اصطلاح خون به مغز هر دوی ما برسد تا در نهایت، عقلانیت و کنترل روح القدس بر ما حاکم شود و بتوانیم اختلاف نظر موجود را دست در دست هم حل کنیم یا به حداقل برسانیم.
آمین
