این بخش، دنبالۀ مقالۀ قبلی پیرامون موضوع خسّت میباشد. در مقالۀ پیشین دربارهٔ این صحبت کردیم که عرصۀ زندگی آهسته آهسته بر همسر فرد خسیس تنگ خواهد شد و ممکن است او به فکر رهایی از زندگی زناشوییشان بیفتد. بنابراین لازم است مشکل «خسّت» را به عنوان مشکلی جدی میان زن و شوهرها درنظر بگیریم. کارشناسان هم تأکید کردهاند که نباید مشکل خسّت را نادیده گرفت و به آن تن داد. در واقع نباید آن را پذیرفت، بلکه باید در صدد رفع مشکل برآمد. باید بکوشیم تا راه حلی پیدا کنیم، مبادا که به مشکلس مزمن تبدیل شود و تنش میان زوجین طوری بالا بگیرد که دیگر نتوان برای حفظ رابطۀشان کاری انجام داد.
اگر بخواهیم از عوامل بروز این خصیصه سخن بگوییم، باید گفت که تربیت دوران کودکی، عزت نفس پایین، ترس از فقر و تنگدستی از جمله عواملی هستند که میتوانند باعث بروز خسّت در فرد بشوند. شخصی که کودکی خود را با کمبودهای شدید مالی سپری کرده، حتی اگر در بزرگسالی درآمد کافی داشته باشد، ممکن است دچار حس عدم امنیت مالی و حتی دچار نوعی وسواس در خرج کردن بشود. اگر کسی به فرزند خود بقبولاند که پول فقط زمانی ارزشمند است که آن را جمع کند و خرج نکند، ممکن است او در آینده هرگاه که پول خرج میکند احساس ترس و تهی بودن بکند و این ترس به عاملی برای خسّت تبدیل گردد. این خصلت دلایل مختلفی دارد که بیش از این در بحث ما نمیگنجد، اما موضع مورد نظر ما در این مقاله، نحوۀ درست برخورد با فرد خسیس و به ویژه با همسری است که خسّت به خرج میدهد.
نخستین راه حل، صحبت کردن است. ما باید بتوانیم به روشنی و با شفافیت دربارهٔ مشکلمان صحبت کنیم. اگر شوهر یا زن ما با خسّت رفتار میکند و این کارش باعث رنجش ما میشود، باید با آرامش و احترام از ناراحتی خود سخن بگوییم. به این ترتیب به طرف مقابل فرصت میدهیم تا از احساس ما آگاه شود و بدین ترتیب درِ گفتگو و همدلی را در رابطه باز میکنیم. همسر ما باید بداند که با رفتارش به ما آسیب میزند و این چه پیامدهایی برای ما دارد. اگر خودمان فرد خسیسی هستیم و نسبت به آن آگاهی داریم، میتوانیم دربارهٔ خوی و احساس خود با همسرمان صحبت کنیم و با او صادق باشیم.
نکتۀ مهم اینجاست که ما به عنوان فردی مسیحی باید به نمونههایی که در کتابمقدس وجود دارد و تعالیم خداوند توجه کنیم. در عهد عتیق، در کتاب تثنیه 15:7- 10 خداوند به قوم خویش میفرماید که در پایان هفت سال باید بدیهیهای یکدیگر را ببخشند و نیز دربارهٔ نیازمندان به آنها امر میکند که نه با خسّت، بلکه با گشاده دستی کمک کنند. در کتاب امثال 11:25 آمده : «شخص سخاوتمند فراوان خواهد داشت؛ آن که سیراب میکند، خود نیز سیراب میشود». و در عهدجدید نیز پولس قرنتیان را در دادن هدیه، تشویق به سخاوتمندی میکند (۱ قرنتیان 16:1- 2).
در این راستا میتوانیم الگوهای مناسبی برای خود پیدا کنیم. چه در کتاب مقدس و چه در کتابهایی که به تاریخ کلیسا مربوط میشوند، نمونههای زیادی از بخشش و سخاومتندی وجود دارند که میتوانند برای ما پندآموز و تشویق کننده باشند. زیرا همانطور که مسیح به ما تعلیم میدهد، نیاز نیست نگران خوراک و پوشاک خود باشیم. پدر ما نیازهای فرزندان خود را میداند و آنها را برآورده میسازد. در واقع ما با تکیه بر شناختی که از پدر آسمانی خود داریم، میتوانیم با احساس امنیت و به دور از ترس از بدبختی و بیچارگی، نه تنها از درآمد خود برای نیازهای خود و خانوادهمان خرج کنیم، بلکه با سخاومتندی به نیازمندان هم یاری برسانیم. و باید به یاد داشته باشیم که انجیل به ما میگوید گنجهای خود را در آسمان بیاندوزیم، چون گنجهایی که اینجا بر روی زمین ذخیره میکنیم، ممکن است با بید و زنگ که مصداق امروزی آنها میتواند زمین لرزه، آتشسوزی، سیل، ورشکستگی، دزدی، تورم و غیره باشد، بر باد برود.
اما توجه داشته باشیم که ممکن است خسّت فرد به جایی برسد که کنترلش از دست خود فرد هم خارج شود و به معضلی حاد بدل گردد. در این حالت خسّت تنها به هزینههای مالی محدود نمیشود، بلکه خسیس در همۀ ابعاد زندگی خویش دچار افراط و تفریط میشود. در این مرحله فرد باید کمک حرفهای دریافت کند و فراموش نکنید که روانشناس میتواند تشخیص دهد که آیا وسواس فرد به مرحله اختلال روانی رسیده است یا نه، و در ضمن او میتواند ریشههای این خسّت را پیدا و به شخص خسیس کمک کند. ولی چگونه میتوان فهمید که خسّت به مرحلۀ حاد رسیده است؟ در زیر به برخی از نشانههای مربوط به مرحله حاد خسّت اشاره میکنیم:
- احساس گناه هنگام خرج کردن (فرد پس از هر بار خرج کردن پول، دچار عذاب وجدان میشود)
- خودداری از هزینه کردن (حتی برای نیازهای ضروری خود و خانواده)
- نگرانی همیشگی از کمبود پول (حتی اگر در وضعیت خوب مالی باشد)
- اختلال در عملکرد روزمره (نمیتواند به وظایف و مسئولیتهای روزمره خود به درستی عمل کند)
- جمعآوری و نگه داشتن وسایل بی مصرف (حتی اگر جایی برای آنها نداشته باشد)
- لذت نبردن از زندگی (فرد به دلیل پرهیز از هزینه کردن، خود و خانوادهاش را از هر تفریحی محروم میکند)
امید است که این مقاله به ما کمک کند تا خسّت را تشخیص بدهیم و در صدد رفع این مشکل برآییم، تا هیچگاه زندگی خانوادگی و زناشوییمان تحت تأثیر آن قرار نگیرد و بنیانهایش بدین وسیله مورد تهدید قرار نگیرند.
